طراحي پايه (Basic Design) پروژه !
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

اولين گام پس از شناخت مشخصات و ويژگي‌هاي نهايي يك پروژه ، طراحي پايه (Basic Design) مي ‌باشد. هدف از طراحي پايه ، شناخت اوليه محدوده عملكرد فيزيكي پروژه (Scope) است. شناسايي اين محدوده در موارد زير نقش كليدي خواهد داشت.

l برآورد قيمت پروژه

l شروع عمليات تداركات و خريد اقلام مهم مورد نياز پروژه

l شروع فعاليتهاي مهندسي

 طراحي پايه براساس مشخصات پروژه انجام مي‌شود. لذا اين طرح بايد بگونه‌اي باشد كه اجزاء مهم پروژه را تعيين نمايد. طراحي پايه در پروژه‌ها به نامهاي ديگر نيز خوانده مي‌شود كه طراحي مفهومي ، برنامه مادر (Master Plan) و طراحي اوليه از آن جمله‌اند. نكته اساسي مورد توجه اين است كه در طول عمر يك پروژه ، اين امكان وجود دارد كه چندين طراحي پايه در فازهاي مختلف مورد نياز ‌باشد. براي مثال پروژه ساخت يك نيروگاه را درنظر بگيريد. براساس مشخصات ارائه شده از طرف كارفرما (وزارت نيرو) اين نيروگاه بايد توان توليد 1000 مگاوات برق را داشته باشد. براساس طراحي پايه مشخص مي‌گردد كه براي توليد اين مقدار برق نياز به 4 بويلر 25 تني است. علاوه بر اين ، مشخصات اقليمي شامل حرارت ، رطوبت ، سرعت باد و فشار هوا كه مورد نياز طراحي بويلر است نيز محاسبه مي‌شوند. اين مشخصات (خروجي طراحي پايه نيروگاه) در اختيار پيمانكار ساخت بويلر قرار مي‌گيرد. در اين مقطع پيمانكار براساس مشخصات دريافتي ، طراحي پايه ديگري را انجام مي‌دهد كه نتيجه آن مشخصات فني و مواد مورد نياز ساخت بويلر را دارد. پس مشاهده مي‌شود كه آنچه طراحي پايه براي نيروگاه محسوب مي‌شود ، حكم مشخصات براي پيمانكار بويلر را دارد.

اصل مورد توجه اين است كه با استناد به مشخصات دريافتي از كارفرما  متولي پروژه نياز به انجام طراحي پايه ، قبل از انعقاد قرارداد خواهد داشت. عدم انجام طراحي پايه ، برآوردها را در شك و ترديد جدي قرار داده و ريسك پروژه را افزايش مي‌دهد. افزايش ريسك نيز به نوبه خود قابليت رقابت را خواهد كاست.

گرچه چرخه حيات پروژه از مراحل پيوسته و پي در پي تشكيل مي‌شود ، با اينحال در بسياري از پروژه‌ها ، طراحي ، بعنوان يك فرآيند تكراري مطرح مي‌شود. جدا از اينكه كار طراحي در سطوح مختلف (عالي ، مياني ، اجرايي و تفصيلي) انجام مي‌پذيرد ، تكرار اين فرآيند برحسب افزايش شناخت متولي پروژه نسبت به پروژه در طول زمان ضرورت مي‌يابد.

 بطور خلاصه ، عوامل زير را مي‌توان در موفقيت طراحي اعم از پايه و يا تفصيلي مؤثر دانست:

l مشخصات طراحي

l قدرت اجرايي و تجارب تيم طراح

l ويژگي فرهنگي و جلوگيري از غالب شدن فرهنگ تكنولوژيكي بر فرهنگ تجاري ، در عين حفظ اصول فني

l تكنولوژي موجود در سازمان متولي پروژه

 طراحي پايه معمولا" براساس استانداردها و متدلوژيهاي مورد توافق ميان اركان پروژه انجام مي‌گيرد. در پروژه‌هاي عمراني و زيربنايي ، متدلوژي طراحي پايه بايد به گونه‌اي انتخاب گردد كه اغلب تجهيزات مهم و مواد فله‌اي كه نياز به سفارش زود هنگام دارند مشخص شوند. در اين نوع پروژه‌ها طراحي پايه ، مكانيزم مشخصي براي طراحي تفصيلي ، عمليات تداركات و نيز خريد را تعيين مي‌نمايد و تخمينهاي نفر ساعت مورد نياز طراحي تفصيلي با تقريب 10%‌± قابل حصول خواهد بود.

بطور كلي مي‌توان گفت كه هدف از انجام طراحي پايه ، ايجاد امكان ارزيابي و شناسايي تمام و يا برخي از عوامل زير مي‌باشد:

l ايجاد يك تصوير روشن‌تر از پروژه و تشريح حوزه عملكرد آن

l كل بودجه مورد نياز جهت اجراي پروژه تا رسيدن به اهداف مورد نظر

l تخمين زمان لازم براي انجام پروژه

l پيش‌بيني ديگر هزينه‌هاي احتمالي مربوط به نگهداري و يا عملياتي نمودن پروژه و يا محصول آن

l پيش‌بيني هزينه‌هاي احتمالي مربوط به امور سرمايه‌گذاري ، وام ، تورم ، مالياتها و ...

l ايجاد يك زمانبندي اوليه براي نقدينگي لازم جهت اجراي پروژه

lايجاد يك زمانبندي اوليه براي كسب درآمدهاي ناشي از اجراي پروژه

lايجاد يك زمانبندي اوليه جهت سود حاصل از اجراي پروژه (تفريق دو زمانبندي فوق)