انتخاب استراتژي مديريت پروژه !
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ خرداد ،۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

انتخاب استراتژي مديريت پروژه مستلزم شناخت دقيق قابليتهاي شركت مجری پروژه و از جمله توانايي‌هاي مديريت آن است. تنها با اين شناخت است كه مي‌توان استراتژي مطلوب را انتخاب كرد. استراتژي‌هاي مديريت پروژه بشرح زير مي‌باشند:

الف- عقد قرارداد مشخص براي انجام قسمتهايي از پروژه با يك پيمانكار

مشخصات استراتژي: تيم مديريت پروژ كوچك و مستقر در شركت ، عهده‌دار نظارت بر كيفيت كارهاست.

­ فوائد براي مديريت شركت

- يك مرجع مشخص مسئوليت ، در ارتباط با فعاليتهاي پيمان وجود دارد.

- ارتباط و مكاتبات به حداقل مي‌رسد.

- نظارت دقيق‌تر بر هزينه‌ها وجود دارد.

- قسمتي از ريسك پروژه به عهده پيمانكار خواهد بود.

­ مشكلات براي مديريت شركت

- شركت در پروژه كمتر دخالت دارد.

- ريسك اصلي پروژه به عهده شركت است.

- تغييرات محدوده كار باعث افزايش هزينه‌ها خواهد بود.

- صرفه‌جويي‌هاي هزينه‌اي در كنترل پيمانكار است.

- پيمانكار ممكن است جهت بيشينه كردن سود خود مرتكب سهل‌انگاري در زمان و كيفيت شود.

- ضعف در انجام فعاليتهايي كه بعهده پيمانكار نيست به افزايش هزينه پيمانكار مي‌انجامد.

- با اينكه هزينه‌ها ثابت است اما زمينه ادعاهاي قراردادي وجود دارد.

ب- اجراي قراردادي بخشي از كارها توسط يك پيمانكار

در موقعيتي كه فعاليتهاي پروژه كاملا" جديد بوده و ماخذي براي تخمين هزينه‌ها نيست ، از اين استراتژي استفاده مي‌شود. پيمانكار ، فعاليتهاي محوله را انجام داده و براي منابع مصرف شده صورت وضعيت ارائه مي‌كند.

مشخصات استراتژي: تيم مديريت پروژه كوچك و مستقر در شركت عهده‌دار نظارت دقيق بر فعاليتهاي پيمانكار خواهد بود. پيمانكار به صورت Cost Plus ، براساس منابع مصرف شده صورت وضعيت ارائه مي‌كند.

­ فوائد براي مديريت شركت

- مشخصات ناتمام را مي‌توان براي عمليات بعدي استفاده كرد و متعاقبا" آنان را تكميل نمود.

- برنامه پروژه انعطاف‌پذير خواهد بود.

- مديريت كيفيت امكان‌پذير مي‌باشد.

­ مشكلات براي مديريت شركت

- ريسك نهايي به عهده شركت است.

- بهره‌وري بطور قابل ملاحظه‌اي در اختيار پيمانكار است.

- هزينه نهايي پروژه توسط پيمانكار تعيين خواهد شد.

ج- عقد قرارداد مشخص براي تمامي پروژه

اين استراتژي مانند استراتژي اول است ولي شامل كل محدوده پروژه مي‌گردد.

د- اجراي تمامي پروژه بصورت قراردادي

اين استراتژي مانند استراتژي دوم است ، ولي شامل كل محدوده پروژه مي‌گردد.

ه- اجراي پروژه توسط يك كنسرسيوم

مسئوليت اجراي پروژه به علت كاهش ريسك آن ، در قالب مشخصات تعريف شده براي محصول نهايي به يك كنسرسيوم تفويض مي‌گردد.

­ شركتهايي كه اجراي پروژه‌اي ، خارج از محدوده كاري خود را تقبل كرده‌اند از اين شيوه استفاده مي‌كنند.

­ تمامي ريسك به عهده كنسرسيوم خواهد بود.

­ اين روش مي‌تواند به ادعاهايي از سويي كنسرسيوم در خصوص تغييرات محدوده كار ، و همچنين از سوي كارفرما در مورد عملكرد ضعيف منجر شود.

 

و- كنسرسيوم مديريت پروژه

شركت (كارفرما) و پيمانكاران ، يك تيم را براي اجراي پروژه تشكيل مي‌دهند. هدف ، ارتقاء كيفيت پروژه و كاهش هزينه‌هاست. سود و ضرر پيمانكاران ، متناظرا" در گرو سود و ضرر پروژه خواهد بود.

­ اهداف شركت و پيمانكاران همگرا و هم‌جهت است.

­ عمليات اجرايي توسط پيمانكاران انجام مي‌پذيرد.

­ سود و ضرر بين تمامي اعضاي كنسرسيوم تقسيم مي‌شود.

­ وجدان اقتصادي در بين تمامي اعضاي كنسرسيوم بوجود مي‌آيد.

­ ساختار سازماني يكپارچه منجر به انتخاب بهترين اشخاص براي مقامهاي پروژه مي‌گردد.

­ ارتباطات كنسرسيوم براساس اعتماد كامل و احترام متقابل است.

­ سود حاصل از پروژه براي پيمانكاران منوط به موفقيت پروژه است.

­ هماهنگي روشها ، بين اعضاي كنسرسيوم در بدو شروع پروژه بايد انجام شود.

­ ممكن است كمترين ميزان هزينه را براي پروژه حاصل نمايد.

ز- قرارداد خدمات پروژه

در اين استراتژي ، مديريت پروژه به پيمان گذاشته مي‌شود. قسمتي از كارهاي اجرايي را شركت متقبل مي‌شود ولي هدايت پروژه به عهده پيمانكار خدمات پروژه است.

­ وظائف شركت

- تعريف اهداف پروژه

- تامين اطلاعات مورد نياز شروع عمليات اجرايي

- كنترل‌هاي مالي

­ وظائف پيمانكار خدمات پروژه

- تخصيص پرسنل لازم براي مديريت پروژه

- آماده‌سازي تيم پشتيباني كننده

- داشتن رويه‌هاي مجرب و اثبات شده

- هماهنگي فعاليتهاي پروژه

- طراحي سيستم‌هاي مديريت پروژه