شركت‏هاي پيمانكار عمومي (GC)
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٤  کلمات کلیدی:
در اين يادداشت به تعاريف لازم، اهداف تشكيلGeneral Contractor  ها در ايران و فرآيندهای آن- GC ها - پرداخته‏ايم:

 

   تعاريف

پيمانكار عمومي [GC]:

پيمانكاري است كه مسؤول آماده سازي، هماهنگي و تكميل تمامي كارهاي يك پروژه است(ISO6707-2).

در اين مقاله GC را به شركت هايي نسبت داده‏ايم كه در هدايت و مديريت طرح ها و پروژه هاي صنعتي زيربنايي داراي تجربه و تخصص بوده و با تكيه بر دانش و ابزارهاي مديريتي خود، اجراي پروژه ها را به صورتEPCيا    Turn-key بر عهده مي‏گيرند.

قراردادهاي كليد دردست TURN-KEY :

پروژه هايي است كه در آن كل فعاليت‏هاي لازم براي به ثمر رسيدن يك پروژه را از مرحله طراحي تا ساخت را به يك پيمانكار واگذار مي‏شود. به تعبير ساده، مقدار مشخصي پول در قالب يك قرارداد به پيمانكار پرداخت مي شود تا كليد پروژه ساخته شده را به كار فرما تحويل دهد .

پروژه هاي مهندسي، تدارك، ساخت (EPC)  :

نام ديگري است كه معمولا معادل همان پروژه كليد در دست در نظرگرفته مي شود. در چنين پروژه‏هايي تمام فعاليت‏هاي لازم براي اجراي پروژه از مرحله طراحي و مهندسي تا تداركات و ساخت نهايي بر عهده يك پيمانكار گذاشته مي شود.

پيمانكاران عمومي و پروژه هاي Turn-key  در همه‏ي صنايع و در اندازه‏هاي متفاوت وجود دارند. نمونه كوچكش ساختمان سازهايي هستند كه در قالب يك قرارداد، تمام كارهاي ساخت يك خانه را انجام  مي‏دهند.

پيمانكار عمومي در حقيقت گره انتهايي شبكه‏اي از شركت‏هاي مختلف مهندسي و تأمين و ساخت است كه به همراه هم يك پروژه كليد در دست را پيش مي‏برد.

 

  اهداف تشكيل GC ها در ايران

 

GCها با توجه به نياز جهاني به  مديريت چنين پروژه‏هايي كه به‏طور معمول به تكنولوژي‏هاي پيچيده نيز نياز داشتند، بوجود آمدند.

در كشور ما به دليل  فقدان سرمايه‏هاي خصوصي كلان و عدم امنيت سرمايه‏گذاري لازم براي چنين حجمي از سرمايه، معمولاً  GC ها با حمايت‏هاي دولتي پا به عرصه وجود مي‏گذارند به طور اجمالي شايد بتوان اهداف تشكيل GC  ها در ايران را به شرح زير خلاصه نمود:

1- كاهش ريسك صاحبكاران يا صاحبان پروژه‏ها و طرح‏ها در خصوص

§         اجراي زمان‏بندي انجام شده

§         هزينه‏ها

§         كيفيت

2 - مستندسازي تجربيات جهت به‏كارگيري در طرح‏ها و پروژه‏هاي آينده

3- افزايش بهره‏وري و استفاده مناسب از فن‏آوري‏ها

4- استفاده مطلوب از سرمايه‏گذاري‏هاي انجام شده قبلي

5- كاهش هزينه‏هاي اجراي طرح

§         -خردكردن طرح‏ تا حد منطقي به مجموعه‏هاي نسبتاً منطقي

§         شناسايي سازندگان، پيمانكاران بالقوه

§         استفاده از منابع انساني و مالي سازندگان، پيمانكاران در جهت اجراي طرح

§         عدم سرمايه‏گذاري موازي

6- ارتقاي سطح تكنولوژي پيمانكاران و سازندگان 

§      همكاري با شركت‏هاي پيشرو خارجي

§      جذب تكنولوژي روز دنيا

7- رسيدن به خودكفايي نسبي

 

  فرآيندهاي GC:

مؤلفان مختلف راجع به فرآيندها و فازهاي انجام چنين پروژه‏هايي تعداد متفاوتي از مراحل را پيشنهاد مي‏كنند.

تعدد مراحل مي‏تواند بسته به جامعيت طرح مبحث و سطح كل‏نگري موجود در فرآيندهاي كم و زياد شود. اصلي‏ترين فرآيندهاي يك سازمان عبارتند از اولين سطح فرآيندي يك سازمان (پس از ديدن كليت سازمان به شكل يك فرآيند) كه يك سري ورودي را به يك سري خروجي تبديل مي‏كنند.با توجه به نمودار زير اگر بخواهيم فرآيند كلي يك شركت GC را به شكل جعبه زير نشان بدهيم كه ورودي‏ها(اطلاعات و پول) را به خروجي (يك مجموعه ساخته شده آماده بهره‏برداري) تبديل مي‏كند، اولين سطح پايين‏تر از آن درمتراكم‏ترين شكل (يعني هيچ دو جعبه اي اين سطح را نتوان تحت يك فرآيند با نام منحصر به‏فرد درآورد).فرآيند‏هاي بازاريابي، مهندسي، تدارك و ساخت در لايه اول وبه همين ترتيب فرآيندهاي هريك در لايه‏هاي پايين‏تر طاحي مي‏شوند

در هرصورت مديريت پروژه‏هاي EPC، يك اتفاق مقطعي نيست بلكه يك روند است و براي بهبود كارايي در انجام چنين پروژه‏هايي لازم است تا كار در دو حيطه بهبود يابد.

اول در حيطه افرادي كه كار را انجام مي دهند و دوم در حيطه فرايندها.

بايد هم قابليت و توانايي افراد و هم قابليت توانايي فرايندها را بالا برد. براي بهترين نحو انجام مديريت پروژه خوب است يك مديريت پروژه فرايند را مدنظر داشت كه شامل همه فرايندهاي كاري در زير فرايندها نيز مي‏شود