نقش مديريت پروژه در توسعه كشور
ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
حدود 45 سال از پيدايش، تکوين و کاربرد سيستم­هاي مدوّن برنامه­ريزي، کنترل و همچنين مديريت پروژه مي­گذرد و کار توسعه، تکميل و بهره­برداري از اين سيستم­ها و روش­ها همچنان ادامه دارد. مطلب زير که به اختصار به بحث در مورد نقش کنترل پروژه در توسعه مي­پردازد توسط دوست ناديده ام آقاي كفايتي فرستاده شده است:

توجه به سيستم­هاي کنترل پروژه، ضرورتي در توسعة کشور

اسماعيل کفايتي

هدف مهم و کار اصلي سيستم­هاي برنامه­ريزي و کنترل (يا نظارت) پروژه، دست­يابي به هدف­هاي برنامه، طرح و پروژه است. اين هدف از راه بهينه­نمودن مدت زمان، هزينة اجرا و کيفيت نتايج پيش بيني شده يا مورد انتظار پروژه­ها پيگيري مي­شود. بدين جهت، اين سيستم­ها ابزاري مؤثر و کارآمد براي مديريت برنامه، طرح و پروژه است.
بخش دولتي، به­ويژه در کشورهاي در حال توسعه، از راه اجراي طرح­ها و پروژه­هاي مختلف، نقش مؤثري را در اقتصاد کشور ايفا مي­کند. طرح­ها و پروژه­ها در اين کشورها، همچون چرخ­هايي براي تحرک ماشين رشد و توسعه اقتصادي- اجتماعي به­شمار مي­آيند.
شناخت يکايک منابع کشور و اولويت آنها نسبت به يکديگر و استفاده بهينه از آنها، موجب دستيابي کامل و بهينه به هدف­ها و آرمان­هاي تعيين شده، تسريع حرکت فرآيند توسعه و سلامتي ساخت و روان نظام اقتصادي کشور خواهد شد. از اين رو، کشورهايي که در فرايند پرشتاب تحول نظام اقتصادي- اجتماعي، به اين حقايق و آگاهي­ها دست يافته اند، نه­تنها وقت (زمان) بلکه ساير منابع (نيروي انساني، تجهيزات، ماشين­آلات، مواد اوليه و مصالح، پول، سرمايه و طبيعت) نيز براي آنها ارزشمند شده است و براي حفظ موقعيت اقتصادي و ارتقا و بهبود آنها به تهيه و توسعة روش­ها و سيستم­هاي بهينه­سازي منابع، و از همه مهمتر بهره­برداري از آنها، نياز حياتي داشته­اند.
بي­ترديد همه سازمان­ها و مؤسسات مختلف دولتي و خصوصي، در فرايند پيچيدة تحول نظام اقتصادي- اجتماعي و نيز در اجراي طرح­ها و پروژه­هاي خود، سرانجام به مرحله­اي قدم خواهند گذاشت که در اين مرحله، اهميت، نقش و آثار مديريت ثمربخش و کارآمد منابع سازماني مؤسسه، به­ويژه در اجراي برنامه­ها، طرح­ها و پروژه­ها، آشکار خواهد گشت و در شناخت مباني و مفاهيم آن و استفادة درست و کامل از يافته­ها و باورهاي خود کوشش خواهند کرد.
در ايران، در زمينة معرفي و گسترش مباني و مفاهيم مديريت و تا حدودي مديريت پروژه و سيستم­هاي برنامه­ريزي و کنترل پروژه، کوشش­ها و تلاش­هاي ارزنده­اي انجام شده است. اما به دلايل متعدد کار بهينه­سازي استفاده از منابع، به ويژه مفاهيم مديريت و برنامه­ريزي و کنترل پروژه، گسترش و توسعه مناسب را نيافته است، از جمله اين دلايل مي­توان به موارد زير اشاره کرد:
1- ناآشنايي مديران طرح­ها و پروژه­ها با مسؤليت­ها و وظايف خود.
2- نبود سيستم ارزيابي عملکرد طرح­ها و پروژه­ها.
3- نبود سيستم ارزيابي مديران
4- انتشار و توزيع محدود جزوات و کتاب­ها.
5- يکپارچه نبودن مباحث ارائه شده در آنها.
با مروري کوتاه بر موافقت­نامه­ها، گزارش­هاي پيشرفت و اطلاعات عملکرد زماني و مالي برنامه­ها، طرح­ها و پروژه­هاي بخش دولتي، به سهولت مي­توان نبود، ضعف و عدم کارايي مديريت، به معناي اعم کلمه، و مديريت پروژه، به معناي اخص کلمه را در برنامه ريزي و اجراي اين برنامه­ها، طرح­ها و پروژه­ها شاهد بود.
هرچه بر فوايد، مزايا، اهميت و ضرورت ايجاد و ساخت سيستم­هاي برنامه­ريزي و نظارت (ياکنترل) پروژه و بهره­برداري از آنها در مديريت برنامه­ها، طرح­ها و پروژه­هاي کشور بيشتر تأکيد شود و اقدامات و کوشش­هاي لازم در اين زمينه تقويت و گسترش يابد، امکان توسعه، رشد و ميزان موفقيت و ثمربخشي اين سيستم­ها بيشتر خواهد شد. اهميت و ضرورت استفاده از سيستم برنامه ريزي و نظارت پروژه در هر سازمان، بستگي دارد:
اولاً: به اهميت و اولويت پروژه در تأمين هدف­ها و مأموريت­هاي آن سازمان
ثانياً: به اهميت و ضرورت مديريت کارآمد و ثمربخش آن، و در واقع به اهميت برنامه­ريزي و نظارت در نظام برنامه­ريزي، نظام اجرايي و نظام نظارت در کشور و در يک کلام به اهميت و ضرورت مقوله استفادة بهينه از منابع در نظام اقتصادي کشور.
پروژه­ها، از عوامل مؤثر توسعه و رشد اقتصادي- اجتماعي، به­ويژه در کشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه مي­باشند و همچنين در بخش خصوصي، ابزاري اساسي براي تأمين سودآوري به شمار مي­روند. سيستم برنامه­ريزي و کنترل پروژه، ابزار و وسيله­اي در دست مديران پروژه است تا وظايف خود را در برابر مسئوليت­هاي بر آمده از نقش مديريت پروژه به­خوبي انجام دهند. پروژه و مديريت پروژه، موضوعات و مقوله­هايي هستند که با يکديگر و همچنين با سيستم برنامه ريزي و کنترل پروژه مرتبط و همبسته بوده و مقدّم بر آن هستند.