چرا مديريت پروژه ؟!
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
مديريت پروژه؛ به كار گيري دانش؛ مهارت‌ها؛ ابزار و تكنيك‌هاي لازم در اداره جريان اجراي فعاليت‌ها به منظور رفع نيازها و تامين انتظارات متوليان از اجراي پروژه مي‌باشد. استقرار يك نظام هدف‌مند در خصوص مديريت پروژه‌ها؛ قادر است دانش لازم جهت هدايت و مديريت آن‌ها را در صنعت مربوطه ايجاد نموده؛ علاوه بر برنامه‌ريزي و هدايت كارها؛ ميزان نزديكي عمليات به اهداف سازماني را مشخص نمايد.
يك كارخانه توليد لاستيك، يك طرح سدسازي، يك خط لوله گاز يا نفت خام، طرح معرفي يك محصول تازه، تأسيس يك دانشگاه، انجام يك عمل جراحي ؛ انجام يك طرح آموزشي يا فرهنگي و صدها مثال ديگر نمونه‌هاي كوچك و بزرگي از طرحها؛ تأسيسات و سازمانهايي هستند كه اجرا، اداره و بهره‌برداري آنها جز با بكاربستن تكنيكهاي " مديريت پروژه "امكان پذير نبوده و اتكا به شيوه هاي مديريت سنتي جهت انجام بهينه آنها كفايت نمي نمايد.
در سال‌هاي ابتدايي قرن بيست و يكم؛ كشور ما از جمله كشورهايي است كه به تأسي از كشورهاي در حال توسعه؛ با اولويت بخشيدن به رشد توسعه و سازندگي؛ ساخت و بهره‌برداري از پروژه‌هاي مختلف عمراني را در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي- صنعتي در دستور كار خود قرار داده است. به گونه‌اي كه بيش از يك دهه است تلاش می شود ؛ سهم بودجه عمراني دولت نسبت به بودجه جاري سالانه پيشي گيرد و از اين رهگذر اولويت اصلي اقتصادي كشور؛ توجه به ساخت و تدارك پروژه‌هاي زيربنايي مختلف اعم از نفت و گاز؛ پتروشيمي؛ توسعه برق؛ آب و فاضلاب ؛ سدها و نيروگاهها و… قرار گرفته است.
هر چند مسابقه افتتاح و كلنگ‌زني پروژه‌هاي مختلف؛ با وجود بيش از نه هزار پروژه نيمه تمام ملی و چهل و پنج هزار پروژه نيمه تمام استانی و محلی در كشور- كه موجب اتلاف ؛ استهلاك و عدم اسفاده از ميلياردها دلار سرمايه مي‌گردد- از جمله مهمترين ايرادهاي استراتژيك مديريت كلان كشور در مسير فوق‌الذكر به شمار مي‌رود؛ مشكلات ديگري نيز در اين رهگذر به چشم مي‌خورند.
طولاني شدن بسيار زياد زمان اجراي پروژه‌ها ؛ ضعف مشهود كيفي پروژه‌هاي اجرا شده؛ هزينه‌ تمام شده بسيار بالاي پروژه‌ها نسبت به برآوردهاي اوليه؛ فقدان استراتژي اجراي قوي جهت انجام پروژه‌ها ؛ ضعف آموزش در جهت بهره‌برداري از پروژه‌هاي اجرا شده و… را مي‌توان به عنوان بخشي از زنجيره مشكلات مهم پروژه‌هاي كشور ارزيابي نمود.
هر چند عدم تخصيص اعتبارات در زمان مناسب نقش بسيار مهمي را در طولاني شدن پروژه‌ها ايفا مي‌كند و هر چند توجه به ساخت داخل ممكن است در ابتداي امر به پائين آمدن كيفيت تجهيزات ساخته شده و طولاني شدن زمان اجراي پروژه‌ها بيانجامد ؛ اما به اعتقاد نگارنده ؛ منشاء عمده مشكلات و معضلات فوق‌الذكر ؛“فقدان بينش صحيح مديريت پروژه” مي‌باشد.
پروژه‌هاي كشور عموماً به همان روش سنتي و برنامه‌ريزي نشده اداره شده و فقدان ديد سيستماتيك در ارتباط با به كار بستن مجموعه تكنيك‌هاي مديريت پروژه؛ سبب شده؛ همه ساله مديران ارشد اجرايي كشور؛ ميلياردها دلار خسارت به منافع ملي وارد سازند.
“برنامه‌ريزي و مديريت جامع پروژه‌ها” به عنوان كليد طلايي ساماندهي و مديريت بهتر پروژه‌هاي كشور مي‌تواند سهم عمده‌اي را در بر طرف ساختن مشكلات حاد پروژه‌هاي كشور ايفا نمايد. از همين رهگذر؛ حاكميت نگاه استراتژيك به مقوله “مديريت پروژه” و پياده‌سازي يك سيستم يكپارچه “برنامه‌ريزي و مديريت پروژه” در هر يك از پروژه‌هاي كشور مي‌تواند هدف مذكور را محقق سازد.