قالبهاي مديريت پروژه بعنوان يك ابزار مديريت ريسك!
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ امرداد ،۱۳۸٢  کلمات کلیدی:
قالبهاي مديريت پروژه معمولا بعنوان يك ساختار براي مديريت نمودن پروژه هاي پيچيده هستند. مديريت ريسك نوعا بعنوان يك بخش از روش كلي مديريت پروژه بررسي مي شود، يك تمرين در مورد اينكه كدام ريسك ها تعريف شده و معين هستند،و كدام تكنيكهاي تسكين دهنده بكاربرده شده اند وكدام طرحهاي متحمل الوقوع توسعه داده شده اند.اين بسيارصحيح است كه قالب مديريت پروژه بعنوان ابزار مديريت ريسك مدنظرقرارگيرد. (يك وسيله اي كه، موقعيكه از ابتدا تهيه شود،ميتواندمنابع بسيار و معمول ريسك را برطرف وحذف نمايد, و توسعه نرم افزاري را از يك شكل تصادفي(طاسي شكل) به يك سرمايه گذاري مالي قابل توجه معكوس مي گرداند.)
- پروژه ها به ندرت بواسطه دلايل تكنيكي محض شكست مي خورند. بيشتر وقتها، پروژه ها به علت عدم فهم نيازهاي مشتريان و رهبري ضعيف هم در پروژه و هم درسطوح اجرايي شكست مي خورند. هدف اوليه از يك قالب مديريت پروژه گفتگو در مورد اينكه چه چيز لازم است انجام شود، و تشريح تاكتيكهاي بكار رفته براي رسيدن به اهداف پروژه و اداره ريسكهاي پروژه مي باشد. توسعه يك فهم و درك واضح از اهداف اساسي كارپروژه، وسعت وحوزه پروژه،منابع لازم و در دسترس پروژه، قبل از آنكه يك پروژه آغاز شود و احتمال موفقيت پروژه افزايش يابد.
شكستهاي پروژه مي تواند بيشتر اوقات با يك يا چند تا از موارد زير رابطه داشته باشد:
1-توقعات نامعقول در مورد زمان تخصيص داده شده براي پروژه، سرمايه پروژه، پرسنل پروژه يا اهميت مطلق اينكه چه چيز بايد انجام گرفته شود.
2-ناچيز شمردن فرضيات از مشتريان، اعضاي تيم پروژه، يا كارمندان اجرايي.
3-مديريت ريسك ناكافي براي شناخت وتسكين فشار «چيزهاي بد رخ داده» در مدت جريان پروژه.
4-اتكاء به محصولات و اجزاء توسعه يافته بوسيله ديگر تيمهاي درون سازمان يا فروشنده ها.
5- پرسنل پروژه باقيمانده كه نياز به تلاشهاي پشتيباني مضاعف درحدودچارچوب زمان تحويل خواهند داشت.
6-اعضاي تيم كه درمورد وسايل لازم براي تكميل كارهايشان آموزش نديده اند.
7-اعضاي تيم كه درك نكرده اندكه چطور استفاده كننده نهايي سرانجام از محصول استفاده خواهد كرد.
8-ساختارهاي تصميم گيري ناكافي، اگر تيم دريك تنگنا با اهميت و فوق كنترل يا توانائي آنها برخورد نمايند

مترجم : مهدی بازدار mahdi_bazdar@auaie.com